مناسب /monɒːseb/ Adjective
- English
- decent
- العربية
- مقبول
Example
- ما در کافهٔ جدید یک ناهارِ **شایسته** خوردیم. (خوردنِ خوب / رضایتبخش / مناسب)
- We had a decent meal at the new bistro.
- در اینجا 'شایسته' حس رضایت از کیفیت متوسط رو به بالا را منتقل میکند.