سیاستمدار /siːjɒːsæt mædɒːɾ/ NounEnglishpoliticianالعربيةسياسيExampleسیاستمدارِ [سیاستمدار / دولتمرد / نماینده] در سراسر ایالت تبلیغات کرد.The politician campaigned across the state.استفاده از فعل «تبلیغ کردن» برای کمپین، رایج است.