چاقو زدن /tʃɒːquː zædæn/ Verb

English
stab
العربية
طعن

Example

  • قربانی در جریان سرقت [زَخمی شد]؛ (فرو بردن تیزی / وارد کردن ضربه).
  • The victim was stabbed during the robbery.
  • در اینجا «زخمی کردن» بار حقوقی و خبری دارد.