فحش دادن /fohʃ dɒːdæn/ Verb

English
swear
العربية
أقسم

Example

  • از بس زمین خورد، با صدای بلند دشنام داد (فحش دادن / ناسزا گفتن / لعنت فرستادن).
  • She fell over and swore loudly.
  • در فارسی، شدت دشنام با انتخاب فعل تغییر می‌کند.