طبیعی /tæbiːˈjiː/ Adjective

English
natural
العربية
طبيعي

Example

  • پارک به‌خاطر زیباییِ ذاتی‌اش مشهور است.
  • The park is famous for its natural beauty.
  • استفاده از «ذاتی» برای زیبایی، بسیار فاخر است.