تمرکز /tæmærkoz/ Verb

English
concentrate
العربية
تركيز

Example

  • از بس سر و صدا هست، نمی‌توانم [تمرکز کنم].
  • I can't concentrate with all that noise.
  • تمرکز کردن در اینجا به معنای حفظ توجه است.