طولانی /tuːlɒːniː/ AdjectiveEnglishlengthyالعربيةمطوّلExampleجلسه به یک امر **طولانی** تبدیل شد. (مذاکرات / کشدار)The meeting turned into a lengthy affair.طولانی در اینجا بار معنایی خستهکننده دارد.