دستیار /dæstjɒːr/ NounEnglishaideالعربيةمساعدExampleیاران کاخ سفید، اسناد توجیهی را آماده کردند.The White House aides prepared the briefing papers.یار (جمع: یاران) بار ادبی دارد و برای مقامات عالیرتبه مناسب است.