حاضرجوابی /hɒːzɛrdʒævɒːbiː/ NounEnglishwitالعربيةسرعة البديهةExampleشهرت او به دلیل **ذکاوت** خشک و زمانبندی بینقصش است.She is known for her dry wit and impeccable timing.در اینجا «ذکاوت» بار معنایی طنز زیرکانه را حمل میکند.