باتجربه /bɒː.tæʒ.ɾo.be/ Adjective
- English
- experienced
- Deutsch
- erfahren
Example
- معلمِ با تجربهٔ ما ده سال سابقهٔ تدریس در کلاسها دارد.
- She is an experienced teacher with ten years in the classroom.
- استفاده از «با تجربه» رایجترین و گرمترین حالت است.