بازداشت /bɒːzdɒːʃt/ Noun

English
detention
Deutsch
nachsitzen

Example

  • آن‌ها به دوازده ماه [بازداشت] محکوم شدند.
  • They were sentenced to 12 months' detention.
  • در اینجا «بازداشت» بار قانونی دارد.