به اجرا درآوردن /be-edʒrɒː-dær-ɒːvərdæn/ فعل

English
enact
Deutsch
verabschieden

Example

  • پارلمان رأی داد تا قانون جدید حفاظت از محیط زیست را [به اجرا درآوردن: عملی ساختن/اجرا کردن/به کار بستن]؛ این یک گام بزرگ بود.
  • The parliament voted to enact the new environmental protection bill.
  • استفاده از «به اجرا درآوردن» بار قانونی و رسمی دارد.