مجبور بودن /mædʒbuːr buːdæn/ VerbEnglishhave_toDeutschmüssenExampleباید زودتر حرکت کنیم تا به قطار برسیم. [باید / لازم است / مجبوریم]We have to leave early to catch the train.«باید» رایجترین و خنثیترین شکل است.