گرفتن /ɡeɾeftæn/ Noun

English
capture
Deutsch
die festnahme

Example

  • او سه روز از دستگیری (اسارت/گرفتاری/به دام افتادن) گریخت.
  • He evaded capture for three days.
  • اسارت بار معنایی نظامی یا زندانی شدن دارد.