چاقو /tʃɒːquː/ NounEnglishknifeDeutschdas messerExampleاو از یک چاقوی تیز برای خرد کردن سبزیجات استفاده کرد.She used a sharp knife to chop the vegetables.فعل «استفاده کردن» در اینجا بسیار رایج است.