چارچوب /tʃɒːrtʃuːb/ Noun
- English
- framework
- Deutsch
- rahmenwerk
Example
- چارچوبِ فولادیِ آسمانخراش در زمان رکورد شکسته شد.
- The steel framework of the skyscraper was completed in record time.
- استفاده از 'چارچوب' برای ساختارهای فیزیکی و انتزاعی رایج است.