متقاعد کردن /motæɢɒːˈæd kærˈdæn/ VerbEnglishconvinceDeutschüberzeugenExampleدادهها نتوانستند سرمایهگذاران را قانع سازند.The data failed to convince the investors.در اینجا، «قانع ساختن» بار رسمیتری نسبت به «متقاعد کردن» دارد.