بازی دادن /bɒːziː dɒːdæn/ Verb

English
manipulate
Deutsch
manipulieren

Example

  • او با استفاده از جذابیتش، دیگران را به انجام خواسته‌هایش **دستکاری می‌کند** — او با ظرافت احساسات دیگران را مدیریت می‌کند تا به مقصود برسد.
  • She uses her charm to manipulate people into doing what she wants.
  • اینجا «دستکاری کردن» بار اخلاقی سنگینی دارد.