دیوانه /diːvɒːˈne/ AdjectiveEnglishcrazyDeutschverrücktExampleمگر دیوانه شدهای (مجنون / خُل / سَر بهوا)؟ ممکن است به خاطر این کار کشته شویم.Are you crazy? We could get killed doing that.استفاده از 'دیوانه' در اینجا لحن هشداردهنده دارد.