امکانپذیر کردن /emkɒːn pæziːr kærdæn/ Verb
- English
- enable
- Deutsch
- ermöglichen
Example
- نرمافزار جدید، کاربران را به کار از راه دور [امکانپذیر میسازد]؛ این یعنی کار کردن از هر جایی ممکن میشود.
- The new software will enable users to work remotely.
- استفاده از ساختار «امکانپذیر ساختن» برای فناوری مدرن بسیار رایج است.