فوقالعاده /foɢolˈʔæːdæ/ Adjective
- English
- super
- Deutsch
- großartig
Example
- وقتِ ما در کنسرت واقعاً **فوقالعاده گذشت** (عالی / بینظیر / درجهیک) — از گذراندن وقت لذت بردیم.
- We had a super time at the concert.
- در فارسی، «گذشتن» برای زمان، رایجتر از «داشتن» است.