لپ /læp/ Noun

English
cheek
Deutsch
die backe / die frechheit

Example

  • او بوسه‌ای بر [گونه]اش نشاند. (گونه / گونه‌اش / گونه‌اش)
  • She kissed him on the cheek.
  • استفاده از «گونه» در این بافت کاملاً طبیعی و صمیمی است.