گذاشتن /gozɒːʃtæn/ فعل

English
lay
Deutsch
legen

Example

  • او دستِ خود را بر بازوی من «نهاد» (گذاشتن / قرار دادن / مستقر کردن).
  • He laid a hand on my arm.
  • استفاده از «نهادن» لحنی ادبی‌تر به عمل می‌بخشد.