به اندازه کافی /kɒːˈfiː/ AdverbEnglishenoughDeutschgenugExampleبه اندازه کافی تمرین نکرده بودم برای بازی (به میزان لازم / به حد کافی / به قدر کفایت).I hadn't trained enough for the game.در فارسی، تأکید بر 'تمرین' برای موفقیت بسیار رایج است.