خوراک /ɢæzɒː/ NounEnglishfoodDeutschessenExampleپات برای مهمانی کار، خوراک (تدارک دیدن/مهیا ساختن) و نوشیدنی آماده کرده بود.Pat had prepared food and drink for the work party.فعل «مهیا ساختن» برای تدارکات رسمیتر مناسب است.