کلاه ایمنی /kollɒːhe iːmæniː/ Noun

English
helmet
Deutsch
der helm

Example

  • پلیس ضد شورش با **کلاه ایمنی** در خیابان‌ها صف کشیده بود. (خود / کلاه محافظ)
  • Police in riot helmets lined the streets.
  • استفاده از «کلاه ایمنی» در این بافت رسمی‌تر و دقیق‌تر است.