کافی /kɒːˈfiː/ Adjective

English
adequate
Deutsch
ausreichend

Example

  • آن‌ها به یک ذخیره‌ی آب گرمِ **بسنده** نیاز خواهند داشت.
  • They'll need an adequate supply of hot water.
  • در اینجا 'بسنده' حسِ 'به اندازه کافی خوب' را منتقل می‌کند.