مجاور /moʒɒːvæɾ/ AdjectiveEnglishadjacentDeutschangrenzendExampleهواپیماها در باندهایِ **مجاور** فرود آمدند.The planes landed on adjacent runways.مجاور در اینجا حسِ تماس یا نزدیکیِ مستقیم را میرساند.