معمولی /mæmˈmuːliː/ Adjective
- English
- average
- Deutsch
- durchschnittlich / der durchschnitt
Example
- میانگین دانشآموزان دو ساعت برای تکلیف خانه صرف میکنند.
- The average student spends two hours on homework.
- در اینجا «متوسط» برای اشاره به گروهی از افراد به کار رفته است.