عضو /ozv/ Noun

English
organ
Deutsch
das organ

Example

  • جگر بزرگ‌ترین «عضو» داخلی بدن است. (عضو / اندام / جزء) — این واژه در فارسی مدرن برای هر دو بافت بیولوژیکی و ساز موسیقی به کار می‌رود.
  • The liver is the largest internal organ.
  • استفاده از «عضو» در اینجا کاملاً طبیعی و رایج است.