پخش کردن /pæxʃ kærˈdæn/ Verb
- English
- spread
- Deutsch
- sich ausbreiten / verbreiten
Example
- خبرِ [پخش شدن: شایع شدن/گسترش یافتن/سرایت کردن] و هیجان زیادی ایجاد کرده بود.
- The news had spread and was causing great excitement.
- در اینجا «پخش شدن» برای خبر، بسیار طبیعی است.