رئیس /ræʔiːs/ AdjectiveEnglishchiefDeutschleiterExampleعلت اصلی تأخیر، طوفان بود. (اصلیترین / عمدهترین / کلیدیترین)The chief cause of the delay was the storm.در اینجا 'اصلیترین' بار معنایی 'chief' را به خوبی منتقل میکند.