رنگ‌پریده /ɾæŋɡpæɾiːdɛ/ Adjective

English
pale
Deutsch
blass

Example

  • بعد از شنیدن خبر، چهره‌اش از ترس **رنگ باخت** (رنگ‌پریده / کم‌جان / سفیدشده).
  • She looked pale after the shock.
  • استفاده از فعل 'رنگ باختن' بسیار طبیعی است.