ارزیابی کردن /ærziːjɒːbiː kær dæn/ Verb

English
assess
Deutsch
einschätzen

Example

  • مدرسه قرار است پیشرفت دانش‌آموزان را هر ترم **بسنجد** (سنجیدن / برآورد کردن / ارزیابی کردن)؛ این کار برای رشد ضروری است.
  • The school will assess the students' progress every term.
  • استفاده از «بسنجد» (آینده ساده) بسیار رایج است.