سرمایهگذار /særmɒːjɛɡɒːzɒːr/ Noun
- English
- investor
- Deutsch
- der investor
Example
- سرمایهگذاران خُرد معمولاً اولین کسانی هستند که هنگام سقوط بازار، وحشتزده میشوند.
- Small investors are often the first to panic during a market crash.
- تأکید بر آسیبپذیری سرمایهگذاران کوچک در برابر نوسانات.