واریز /vɒːɾiːz/ Verb

English
deposit
Deutsch
hinterlegen

Example

  • او تصمیم گرفت پس‌انداز خود را در حسابی با سود بالا **سپارد** (سپردن / نهادن / تودیع کردن) — او می‌خواست پولش را امن کند.
  • She decided to deposit her savings into a high-yield account.
  • سپردن در اینجا حس اعتماد و انتقال مسئولیت را دارد.