بهبود یافتن /behbuːd jɒːftæn/ VerbEnglishhealDeutschheilenExampleزخم پس از بخیهها، شروع به [شفا یافتن] کرد.The wound began to heal after the stitches were removed.استفاده از شفا یافتن برای زخم فیزیکی، بسیار رایج است.