شهر /ʃæhr/ Noun

English
city
Deutsch
stadt

Example

  • پارک کردن در مرکزِ شهر دشوار است (توقف کردن / جای‌گذاری کردن / قرار دادن) در قلبِ شهر.
  • Parking is difficult in the city centre.
  • «قلب شهر» حس مرکزیت و اهمیت را بهتر منتقل می‌کند.