مناسب /monɒːseb/ Adjective

English
decent
Deutsch
ganz in ordnung

Example

  • ما در کافهٔ جدید یک ناهارِ **شایسته** خوردیم. (خوردنِ خوب / رضایت‌بخش / مناسب)
  • We had a decent meal at the new bistro.
  • در اینجا 'شایسته' حس رضایت از کیفیت متوسط رو به بالا را منتقل می‌کند.