توهین /toːhiːn/ Noun

English
offence
Deutsch
vergehen

Example

  • او به دلیل یک تخلف جزئی ترافیکی بازداشت شد. (مرتکبِ تخلفِ جزئیِ ترافیکی شدن)
  • He was arrested for a minor traffic offence.
  • در اینجا «تخلف» بار قانونی دارد.