طراحی /tæɾɒːˈhiː/ Noun
- English
- design
- Deutsch
- gestaltung
Example
- طرحِ (نقشه / ساختار / شکل) بنیادینِ خودرو بسیار شبیه مدلهای پیشین است.
- The basic design of the car is very similar to earlier models.
- در فارسی، «طرح» به تنهایی هم میتواند به معنای دیزاین باشد.