قدرت /ɢodɾæt/ Noun
- English
- strength
- Deutsch
- die stärke
Example
- او با **تمام توانِ** خود به سنگ فشار آورد. (توان / نیرو / قدرت) — او با تمام توان خود به سنگ فشار آورد.
- He pushed against the rock with all his strength.
- استفاده از ترکیب 'تمام توان' بسیار رایج است.