گلو /ɡæˈluː/ Noun

English
throat
Deutsch
der hals

Example

  • از بس سرفه کردم، **گلویم** درد می‌کند. (درد گلو / ورم گلو / خشکی گلو)
  • My throat is very sore from the cold.
  • استفاده از ضمیر ملکی «گلویم» بسیار رایج‌تر از «گلو» است.