ظاهر شدن /zɒːheɾ-ʃodæn/ VerbEnglishappearDeutscherscheinenExampleسه روز بعد، یک جوش پوستی [ظاهر شد]؛ مثل یک مهمان ناخوانده.Three days later a rash appeared.استفاده از ظاهر شدن برای پدیدههای فیزیکی رایج است.