پچ‌پچ /pætʃ.pætʃ/ Noun

English
whisper
Deutsch
flüstern

Example

  • صدایِ [زمزمه] ضعیفی از راهرو شنیدم.
  • I heard a faint whisper from the hallway.
  • استفاده از 'زمزمه' برای اشاره به صدای کم، بسیار رایج است.