دستگیر کردن /dæst.ɡiːr kær.dæn/ Noun

English
arrest
Ελληνικά
συλλαμβάνω

Example

  • پلیس شب گذشته چند [بازداشت] انجام داد. (دستگیری / توقیف / گرفتن)
  • The police made several arrests last night.
  • در اینجا 'بازداشت' رایج‌ترین و خنثی‌ترین انتخاب است.