کیف /kiːf/ NounEnglishbagΕλληνικάτσάνταExampleاو کیف ورزشیاش را با لباسهای تمیز پر کرد تا برای تمرین آماده باشد.She packed her gym bag with fresh clothes.کیف ورزشی نماد نظم و آمادگی برای شروعی تازه است.