بارداری /bɒːrdɒːɾiː/ Noun

English
pregnancy
Ελληνικά
Κύηση

Example

  • او یک بارداری سالم را تجربه کرد. (بارداری / حاملگی / آبستنی) — او دوران خوشی را پشت سر گذاشت.
  • She had a healthy pregnancy.
  • «تجربه کردن» برای این حالت بسیار رایج است.