مستقر کردن /mostæɣær kær dæn/ فعل
- English
- deploy
- Ελληνικά
- ΑΝΑΠΤΥΣΣΩ
Example
- دولت برای کنترل اوضاع، نیروهای امنیتی بیشتری را در مرکز شهر [به کار بست].
- The government deployed extra police to the city center.
- اینجا حسِ اعزام و استفادهی تاکتیکی مد نظر است.