دید /diːd/ NounEnglishviewΕλληνικάΘέα / ΆποψηExampleچشماندازِ (منظره / دید) باشکوهی از حومه شهر وجود داشت.There were magnificent views of the surrounding countryside.استفاده از چشمانداز برای مناظر طبیعی رایجتر است.